اسماعيل بن محمد مستملى بخارى

1864

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )

بغداد گذشتم و تشنه شدم . به در خانه‌اى رفتم و آب خواستم . دختركى با سبويى پر از آب سرد به در آمد ، پس چون خواستم بنوشم ، گفت صوفى در روز آب مىنوشد ؟ سبو را به دو بازگرداندم و آن سخن را از او نكو شمردم و نذر كردم كه همواره روزه بدارم . ص 224 ، س 22 : المحبة الوفا . . . محبت وفا با وصال است و حرمت با طلب وصال . ص 225 ، س 6 : و كفر يزول . . . كفر زودگذر به از ايمان ناپايدار است . ص 225 ، س 13 : اما ان تلقى . . . يا تو بيفكن يا ما افكنندگان باشيم . ص 226 ، س 1 : من توكل على . . . هركه براى جز خدا بر خدا تكيه كند ، بر او توكل نكرده است . ص 226 ، س 16 : علامة حقيقة التوحيد . . . نشان يكتاپرستى فراموشى يكتاپرستى است و درستى يكتاپرستى آن است كه قايم بدان يگانه باشد . ص 227 ، س 9 : و اما ابو عبد الله عمرو بن . . . ابو عبد الله عمرو بن عثمان مكى را از تصوف پرسيدند ، گفت : آن است كه بنده در هر هنگامى بر وضع شايستهء آن هنگام باشد . ص 227 ، س 22 : سبب ترك الخفا . . . سبب ترك خفا [ ظ : جفا ] بزرگ شمردن آن ، و سبب پذيرش وفا كوچك شمردن آن است . ص 227 ، س 24 : اما ابو يعقوب يوسف . . . ابو يعقوب يوسف بن حمدان سوسى گفت : نخستين پايگاه از پايگاه‌هاى وارستگان به خدا توبه است . از او دربارهء توبه پرسيدند ، گفت : بازگشت از هر چيزى است كه دانش آن را نكوهيده به آنچه دانش آن را ستوده . ص 227 ، س 29 : قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا . . . به كافران بگو : اگر بازايستند ، گناهان گذشته‌شان آمرزيده خواهد شد .